گاهنوشت 1

پس از چند وقت و اندی دوباره یه فرصتی دست داد تا سری به این رد پامون بزنیم توی این دنیای مجازی راستش چند وقتی بود نه وقت درست و حسابی بود که پستی تازه کنیم و نه چندان حوصله ای و از همه مهمتر یه موضوع جدید که تازگی داشته باشه برای دوستان و خودم تا بتونم اینجا بنویسم من هم فقط به خوندن وبلاگ دوستان و گاهی گذاشتن کامنت و از این جور کارا اکتفا میکردم البته چند تا عید بزرگ و عزیز داشتیم که اونا که اهل ذوق و ادب بودند و این سعادت شاملشون شد نوشتند و فیض بردند ولی ما نه الان هم که دارم مینویسم فرقی با قبل نکرده نمیدونم اصلا چی باید نوشت فقط اینا الان توذهنم رد میشه که کاروان المپیک با دست تقریبا خالی ولی پز عالی برگشتن و فعلا همه شون پشت هادی ساعی قایم شدن . پرسپولیس (my favorite team)باز هم به لطف داور (طبق اظهار نظر کارشناس داوری 90 ) دو امتیاز دیگه از دست داد و باز هم دوباره برق صدر نشین لیگ شد .دیگه یه وبلاگ هم جدیدا مشتریش شدیم به نام نهان زندگی که تو ورد پرس هستش و تجربه های نهانشونو اونجا مینویسن که ما حتی نمیتونیم درباره اونا حتی فکر کنیم که میگیم زشته ، گناهه چه برسه به نوشتنشون تو نت  یه چند تا از پستهاشو خوندم دیگه بگم که کار ساختن خونه هم هنوز مونده و اونجا هم مثل اینجا دارم ازش سرد میشم از بس مصالح گرونه دیگه و ماهم دست خالی ماه رمضون هم کم کم نزدیک میشه و باید یه ذره تغییر رویه بدیم آخه یه جورایی انگار ما فقط تو ماه رمضون بنده خداییم بقیه رو دیگه ول معطلیم  خب اگه همین روزا یه مطلب جدید واسه این مسافر گیر آوردم حتما سعی میکنم یه پست بزارم که خودم هم خسته شدم از بی آپی و آخر هم اینکه خجالتخجالتخجالتخجالتخجالتخجالت

-زندگی مثل دوچرخه سواریست . برای حفظ تعادل باید رکاب زد (پازد) و حرکت کرد

******************************************************************************

- دیگر هم اینکه

**همه را بیازمودم ** زتو خوشترم نیامد**چو فرو شدم به دریا ** چو تو گوهرم نیامد**سر خم ها گشودم **زهزار خم چشیدم **چو شراب سرکش تو ** مزه بر لبم نیامد**دوسه روز تر کردم ** ز وفا و آزمندی **چه مراد ماند از آن پس ** که میسرم نیامد**

-زیبایی دل انگیز

/ 8 نظر / 6 بازدید
سمیه

سردمه! تقویم روی میز می گه که باید سردم باشه! سالروز یخ زدن روح و روانم رسید

آرمینا

تنهاي بي سنگ صبور... خونه اي سردو سوتو کور.. توي شب هات ستاره نيست... مونديو راه چاره نيست.. اگر چه هيچ کي نيومد سري به تنهايت نزد... اما تو کوه درد باش... طاقت بيارو مرد باش سلام خوبی ؟ هرچی سعی کردم نظر بدم یا دعوت کنم که اپم ثبت نمی شود ببخشید که دیر اومدم

آرمینا

در حسرت چشم تو دل ماه شكست چشمان هزار غنچه در راه شكست تو رفتي و بعد تو دلم مثل بلور افتاد ز برج شوق و ناگاه شكست سلام خوبی؟ وبلاگ تنهاییم باز به روز شد خوشحال میشم بیای موفق باشید در ضمن آپت رو نخوندم به خاطر اشکلات اینتر نتم بعد نظرمو میگم[نیشخند]

سمیه

سلام محتشم جان بابا از اون ورا گذری[چشمک]

نسرین

سلام اقای محتشم نماز و روزه هاتون قبول از اینکه اپ کردین خوشحالم ولی منتظر اپهای بزرگترتون هستم قربان شما التماس دعا[گل]

فهیمه

سلام ممنون که سر زدید[گل] خوش باشید[گل]

8

به به جناب محتشم [لبخند] قدم رنجه فرمودین[قلب] داداش ما و ناراحتی[قهقهه] راستی حلول ماهترین ماه خدا مبارک [گل] در پناه مهربون مهربونا[خداحافظ]

داداش

تشکر می کنم از مطالب زیبای شما[لبخند][گل][گل][گل][گل][گل] فدات بشم داداشی