معاشران گره از زلف یار باز کنید               شبی خوشست بدین قصه اش دراز کنید

 به چنین شبی تو آمدی و ما صبحگاهان و چه دیر برای دیدارت آمدیم ،

حال میگویم مرا بطلب و از من بطلب ؛ و باید خواند و طلبید و آرزو کرد که خواندنی ترین تویی و آرزوی همه

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی

                         چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

خود عشقی و عاشقی ؛ و اکنون رسیده است روزهائی که نبض کعبه دلها بدانها می تپد ؛ و من آن نوری را که همگان بر زبان می آوردند در روی نکوی تو به وضوح دیدم زیبائی که از مثل آن مدتها بی نصیب بودم و دعوتی که مدتها بود لبیکش نگفته بودم.و شنیده بودم که برای اولین بار که به کعبه می نگری هر چه از خدا خواهی بدان میرسی و من سه چیز را در برابر کعبه دل از خدا خواستم ؛

اول؛ سلامتی وجود آسمانی امام عصر علیه السلام و تعجیل در امر مقدس فرج

دوم؛...

            سوم؛...

رهبرا تو آیه عشقی

رهبرا تو جلوه عشقی