بشنو از من چون حکایت میکنم

امشب از ماندن حکایت میکنم

این غم آشفته آبم میکند

همنشین اظطرابم میکند

رمز دیشب یا محمد یا علی

اما امشب پول و میز و صندلی

میکشن قد کاخهای سبز باز

صاحبان آن همه اهل نماز

باز هم ورد زبان روزگار

بوی خون در کوچه ها آید همی

یاد یار مهربان آید همی

سفره های خالی از نان و نمک

کو ندای خالص کنا معک

امتی از نسل سفیانی به پا

پس چرا بر نی شدی ای مه لقا

قبله تو عشق و مستی : پرتگاه

این مشایخ قبله هاشان پرتگاه

گویمت از هفت رنگان مو به مو

خرقه پوشان دغلکار دو رو

سجده بر پست و ریاست میکنیم

با خدا هم ما سیاست میکنیم

کو نشانی که شما اهل دلید

جملگی تان بر نماز باطلید

میچکد شک بر سر سجاده ها

وای از آن روزی که افتد پرده ها

ما خدایان زیادی ساختیم

مال مردم را به خود پرداختیم

سجده در مسجد حسینا مشکل است

این بنا از دل نباشد از گل است

این خسان با مال مردم زنده اند

جملگی اندر نماز و سجده اند

دم ز راه و رسم سلمان میزنیم

لاف اسلام و مسلمان میزنیم

کاشکی از نسل سلمان میشدیم

لحظه ای یک دم مسلمان میشدیم