فقط چشم نیست که می بارد،دست نیست که بر سینه پرسوز فرود می آید،قلب ها هم در اضطرابند.زمین به خود می پیچد و آفتاب،صورت خود را به غبار ماتم می خراشد.اینجا همه عزاداران به سنت هرساله سیاهپوش و بی قرار صدایت می زنند.زنجیرها آشوب می کنند و سنج ها و طبل ها در خروش اند.

سلام آقا!در کربلا بر تو و خاندانت چه گذشت؟چه کسی گلوی اصغر شیرخوارت را با زهر تیر آب داد؟عباس دلاورت آیا از میدان آب آورد؟آیا حبیب،زهیر و عون هنوز هم به ندای"هل من ناصر ینصرنی"تو پاسخ می دهند؟.....

" اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ"

سلام من به محرم  به غصه و غم مهدی ** به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی

سلام من به محرم  به کربلا و جلالش** به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش

سلام من به محرم   محرم گل زهرا **به لطمه های ملائک  به ماتم گل زهرا

سلام من به محرم  به تشنگی عجیبش **به بوی سیب زمین و غم حسین غریبش

سلام من به محرم  به حال خسته زینب**به بینهایت داغ دل شکسته زینب

سلام من به محرم به دست و مشک ابالفضل**به ناامیدی سقابه سوز و اشک ابوالفضل

سلام من به محرم  به قد و قامت اکبر **به خشک اذان گوی زیر نیزه و خنجر

سلام من به محرم  به دست و بازوی قاسم**به شوق شهد شهادت حنای گیسوی قاسم

سلام من به محرم  به گاهواره اصغر**به اشک خجلت شاه و گلوی پاره اصغر

سلام من به محرم  به احترام سکینه**به آن ملیکه که رویش ندیده چشم مدینه

سلام من به محرم  به عاشقی زهیرش**به بازگشتن حر  خروج ختم به خیرش

سلام من به محرم  به مسلم و به حبیبش**به رو سپیدی عون و به بوی عطر عجیبش

سلام من به محرم  به زنگ محمل زینب**به پاره پاره تن بی  سر مقابل زینب

سلام من به محرم  به انتظار رقیه** به پای آبله بسته به چشم تار رقیه

سلام من به محرم به شور و حال عیانش**سلام من به حسین و به اشک سینه زنانش

سلام من به محرم  به حزن نغمه هایش

(شاعر این شعر را نمی شناسم)