به هر جا که قدم بگذاری ، آداب مخصوص به خود را میطلبد.چه رسد به هیأت که از مقدس ترین مکان هاست.برای تقرب بیشتر ... !

وقتی به هیأت آمدی ،پای در رکاب نه ، مهار اسب چموش نفس را بکش و بر رذائلت بتاز و حجاب آمال را لگد کوب کن. بتاز تا به درگاه نیاز برسی.

از گذشته فرار کن و به سوی آینده بیا، بیا تا انتهای راه را ببینی .سرازیری قبر را.

 آنگاه که اسبت را از نفس انداختی و به مقصد رسیدی آنگاه او را رها کن. با قدم به وادی طوبی درآ .

ابتدا پای برهنه کن و چون بشر حافی به دنبال مولایت بشتاب ،که روی از تو برتافته و رفته است.

برو تا به آقایت برسی او در دل هنوز منتظر آمدن توست هرچند تو را ترک گفته .

او خیلی منتظرت بود .

 خودت را به قدوم مولایت بینداز .نمیخواهد حرفی بزنی ، راحت گریه کن.او همه حرفهای دلت را میداند.

از او بخواه تا تو را با خود ببرد.

اگر گفت کجا ؟بگو کربلا؛ آنجا که بدنها بی سر میشوند و سرها سرفراز ؛ آنجا که تن ها عریان به خاک افتاده اند و جانها ، سر به افلاک کشیده اند .

و

اگر فرصت دیدارت تمام شد و دیگر جز یک کلمه نمی توانستی بگویی ... ؛ بگو حسین!

بگو حسین!

بگو حسین...

این کلمه هیچوقت تمام نمیشود.آنگاه رو به قبله بنشین و دعا کن تا خدا باز هم تو را به هیأت راه دهد.

دعا کن :

الهم ارزقنا زیارت الحسین ...

الهم ارزقنا شفاعه الحسین یوم الورود...