و باز هم سلام .سلامي  دوباره

سلامي از جنس محرم بر دوستداران حسين(ع)

ايام تاسوعا و عاشورا هم تمام شد دوستان ، و خوش به حال اون  كسي كه تونست بليط كربلا رو واسه امسال(سال قمري) بگيره

و من هم مثل بقيه اميدوار و تنها خود او ميداند كه چه اندازه اميدوار...

و اما هر سال در ايام محرم هركسي سعي ميكنه گوشه هايي از كربلا رو در ذهنش تداعي كنه تا بهتر بتونه اين ايام رو درك كنه و براي من اين ايام تداعي كننده يكي از كرامات آقا اباعبدالله است كه براي هميشه در ذهنم خواهد ماند.

 

حضرت حجه الاسلام دستغيب امام جمعه شهيد شيراز در كتاب داستانهاي شگفت نقل ميكنند:

در يكي از شهر هاي كشور هندوستان مردي هندو در محله اي شيعه نشين سكونت داشت .

همسر اين مرد در ايام عزاداري سالار شهيدان همه ساله به تماشاي عزاداران مي رفت و ناخواسته تحت تأثير اين مراسم قرار ميگرفت و اشكي از گونه ميچكاند.

روزي در خانه بود كه ديد شوهرش هراسان وارد منزل شد و بلافاصله به بالاي درخت رفت و پشت سرش دو جوان شمشير به دست عربده كشان وارد خانه شدند و سراغ از شوهرش گرفتند .و قبل از اينكه زن بخواهد جوابي به آنها بدهد آنها شوهرش را پيدا كرده از بالاي درخت پايين آوردند و پس از كشتن او سر از بدنش جدا كردند و رفتند

زن كه هنوز مات و مبهوت اتفاقات پيش آمده را مرور ميكرد بدون اينكه وقت  سوال و اعتراضي داشته باشد ديد كه جنازه بي سر شوهرش در وسط حياط افتاده است در همين لحظه فرادي از دل بر آورد كه (( اي امام شيعيان به داد من و بچه هايم برس . ببين شيعيانت چه به روزگارم آوردند . آيا اينان به راستي پيروان تو هستند))

در همين حين مشاهده كرد كه آقايي بزرگوار به داخل حياط منزل آمد و سوال كرد : شما مرا صدا زديد آمده ام براي كمك . او نيز ما وقع را خدمت حضرت عرض كرد و امام با دست به دو مرد جوان اشاره كرد .

ناگهان دو جوان در كوچه با سرهاي از بدن جدا بر روي زمين افتادند و امام به داخل خانه آمد سر بريده شده مرد را بر روي بدنش قرار داد و با انگشت قسمت بريده شده گردن را لمس كرد و مرد زنده شد . پس از اين حادثه خانواده مرد هندو به همراه چند ين نفر از اقوام و بستگان مسلمان شده و از پيروان امت محمد(ص) گرديدند.